محمد تقي جعفري
296
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
تفسير اين جملات در مباحث گذشته آمده است . 37 ، 42 - و منها فى ذكر النّبىّ صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم . و از جمله اين خطبه است در ذكر پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم . حتّى أورى قبسا لقابس ، و أنار علما لحابس ، فهو أمينك المأمون ، و شهيدك يوم الدّين ، و بعيثك نعمة و رسولك بالحقّ رحمة ( تا آن گاه كه پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم شعله اى از انوار مقدّس اسلام را براى طالب و گيرندهء نور برافروخت ، و علامت ارشاد براى كسى كه در حيرت و ضلالت متوقّف شده است ، روشن ساخت . [ بار الها ] آن پيامبر ، امين و مأمون تو ، و شاهد تو است در روز قيامت ، و مبعوث از جانب تو كه نعمتى بر جهانيان است و رسول بر حقّ تو كه رحمتى است براى عالميان . ) آن برگزيدهء خداوندى و مبعوث براى اتمام نعمت و رحمت عالميان فروغى الهى را براى عاشقان برافروخت . محمّد مصطفى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم نور علم و معرفت به اصول و مبادى و غايات عالم هستى و به انسان بالخصوص در همهء آفاق جوامع انسانى برافروخت ، كه اگر خفّاش صفتان ظلمت پرست پرده روى چشمان خود و ديگران نمىكشيدند و مردم را به حال خود مىگذاشتند ، بدون ترديد امروز جوامع بشرى در انوار زندگى مىكردند نه در ظلمات متراكم . چه ظلمتى تاريكتر از اين كه براى بشر امروزى هيچ منطقى جز خود خواهى و هيچ رفتارى جز بر مبناى منفعت پرستى مطرح نيست . اگر اين ظلمت گرايى و ظلمت زايى را درست تحليل كنيم ، ريشههاى آن را در جهل انسان به خويشتن خواهيم يافت كه اشاعهء آن در جوّ حيات انسانها عاليترين آرمانهاى قدرت پرستان خود كامه مىباشد . اگر بگذارند و زمينه را آماده كنند كه انسانها اطَّلاعى كافى از موجوديّت مادّى و معنوى خود بدست بياورند ، هرگز تن به ظلمتگرايى و ظلمت زائى نمىدهند و همواره بدنبال اشعّهء نورانى معرفت مىدوند . اين فطرت اصيل آدمى كه مبنايش بر معرفت گرايى استوار شده است ، نورگ را و نورزا است -